صفحه 1 از 1

داستان اژدها سوار - قسمت هشتم (08) - هواشناسی

ارسال شده: سه شنبه 26 آذر 1398, 6:24 am
توسط deka
قسمت هشتم (08)

هواشناسی ☔️ ❄️ ⛅️ ☁️ ⚡️


در قسمت قبل بهتون گفتم که فهمیدم نمیشه دنیا رو تغییر داد ❗️ ❓

واقعا فهمیدم؟

از این که من فهمیدم یا نفهمیدم بگذریم
 شما فک کنید که من فهمیدم نمیشه با بازار در افتاد و رفتم سراغ پیشبینی آینده بازار

پس شروع کردم به رسم خطهای مختلف در جهات مختلف
و مثل اساتید این حرفه؛ بسیار زیبا شروع کردم به ترسیم های آنچنانی
 
تصویر
 
الان که دارم اینها رو مینویسم برای شما؛ چند روزی هست که پشت سر هم مدارس رو تعطیل میکنن چون هوا خیلی خرابه
من هم سرمای بدی خوردم و این هوا بیشتر منو اذیت میکنه
دایم سرفه میکنم و گلوم اذیته

پس اگه میبینید صدام یکم خش داره ازتون عذرخواهی میکنم

کجا بودیم؟
آهان
پیشبینی بازار
☔️ ❄️ ⛅️ ☁️ ⚡️
این پیش بینی بازار بنده هم مثل پیشبینی هواشناسی بود
البته صد بار بدتر
حداقل هواشناسی وقتی میگه فردابارون میاد؛ حالا فردا نیاد پس فردا میاد دیگه

ولی پیش بینی های من طوری بود که میگفتم مثلا به این طرف میره؛ نه تنها نمیرفت بلکه در جهت عکس میرفت
و نه تنها فرداش برنمیگشت؛ بلکه لج میکرد و بیشتر به سمت مخالف میرفت

باز هم سالها گذش تا فهمیدم که برای پیش بینی هام باید درصد تعیین کنم
 
 % % % % % % %💯
این رو هم از سیستمهای هواشناسی یاد گرفتم
شما  دقت کنید ببینید که کنار هر حرفی که توی این سایتهای پیشبینی هواشناسی راجب بارون زدن یک درصد احتمال رو هم قرار دادن
که اگه بارون نیومد بگن خب دیگه همون یک درصد کار خودش رو کرد

یعنی باید کنار هر پیشبینی من هم یک درصدی باید باشه
این موضوع اول بود
که باید دوم گفته میشد چون من باید اول خاطره خودم رو از اون روزهای بارونی تعریف میکردم که نکردم
پس میریم سراغ موضوع دوم که باید اول میبود

روزهای سختی داشتم
روزهایی حالم خوب نبود
بهش چی میگن؟
افسرده بودم؟
بی حال بودم؟
عصبانی بودم؟
بزارید بهتر بگم
هرچی حال بد بود داشتم
البته همه رو با هم نداشتم
نهایتا دو مدل حال بد رو باهم داشتم
مثلا یا عصبانی بودم
یا هم عصبانی بودم و هم افسرده

کلی حالتهای مسخره دیگه هم داشتم که برای اینکه این چیزا رو انتشار ندم و حال شما و خودم رو بد نکنم فاکتور گرفتم از همشون
خب یکم سرخوش هم بودم

و همین سرخوشی باعث میشد که فک کنم با ترید کردن و پول درآوردن میتونم مشکلات رو حل کنم
پس با شروع هر دوشنبه با همون حال خراب شروع  میکردم به تحلیل بازار و ترید
و آخر هفته ها و گاهی هم همون وسط هفته ها و گاهی همون روز اول دوباره کال مارجین میشدم و حالم بدتر هم میشد
 
یکی هم نبود بگه آقا تو که حالت خرابه بلند شو برو بیرون
یک دوری بزن
یک هوایی بخور
یکم پیاده روی کن
ورزش کن
بعد که حالت خوب شد بیا بشین کار کن

حالا شما فک کن کسی هم میگفت من انجام میدادم؟
الان شما انجام میدین؟
اگر حالتون بد باشه بلند میشین؟
یا میشینین و تا کال مارجین شدن پیش میرید
خیلی خوشحال میشم که اگر کسانی باشن که مثل من عمل کرده باشن تا من حداقل تنها نبوده باشم؛ در این راه اشتباهی که رفتم و میروم و خواهم رفت
 
بله
متاسفانه این راهی هست که بار ها رفتم و هنوز انقد به خودم مطمئن نیستم که باز هم نروم
برای خودم و شما دعا میکنم که نروم و نرویم
 
☔️ ❄️ ⛅️ ☁️ ⚡️
 
به عنوان پایان این بخش میخوام بگم که مراقب دو تا هوا باشین

یکی هوای بازار یکی هوای خودتون

اول اگر حال و هوای خودتون خرابه وارد بازار نشید

دوم در زمان هواشناسیِ بازار، آمار و احتمالات رو در نظر بگیرید

تا وقتی که بازار در خلاف جهت شما رفت مقداری ضرر کنید که:
اولا قابل جبران باشه
دوما حالتون رو خراب نکنه
سوما لازم نباشه در هنگام وقوع  ضرر تصمیم بگیرید؛ همون اول تصمیم گرفته باشید و تمام

خیلی بده که هی استاپ خودتون رو تغییر میدین

در ضمن بدونید که دیگران دارن شمارو میبینن
و وقتی که هی استاپ خودتون رو عوض میکنید یا استاپ نمیزارین
به شما میگن .......
 
☔️ ❄️ ⛅️ ☁️ ⚡️
 
خب دیگه من برم
کاملا معلومه حالم خرابه چون ایندفعه با کلمات بی تربیتی تموم شد که البته سانسور کردم
در ضمن دفعه بعد عنوان داستان به پیشنهاد خوزه هست : تجاوز ترید به تریدر
با احتما99 درصد داستان +18 خواهد بود
تا بعد خدانگهدار

رفتن به اول این داستان - قسمت اول